.:::.نگین هستی.:::.

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

تاج گذاری پادشاهمان .:: مهدی موعود (عج) ::.

الاسلام علیک یا ابا صالح المهدی

آقاجان،امروز با رویی سیاه آمده ام ، به پیشگاهتان آمده ام ،و باز آمده ام تا بگویم مرا ببخشید...

آمده ام تا این روز عزیز را قسمتان بدهم تا باری دیگر اذن خدمتگزاریتان را برایم صادر کنید...

آمده ام بگویم،۱۱۷۲ سال است که پادشاهی این جهان هستی به دستتان داده شده،امرزو روز تاج گذاریتان است،آمده ام من حقیر را باز به خدمتگذاریتان بپذیرید و لیاقت برداشتن قدمی کوچک در راهتان را باز نصیبم کنید...

می دانم در این روز کسی را دست خالی رد نمی کنید پس ...

 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد،وقت است که باز آیی

ای نور چشم زهرا(س) ، ای امید محمد (ص) ،ای علمدار عشق و ای پادشه خوبان....

تو برگزیده شده ای تا ۱۱۷۲ سال پادشاهی کنی....

تا سال به سال عاشقانی بیشتر به زیر علمت بیایند و هرسال مظلوم تر ولی قدرتمند تر حکومت کنی...

ای حاکم این دنیای بی رحم کی فرا می رسد آن روز که با تمام قدرت و با تمام امکانات بشتابی تا تمام حقوق پایمال شده ی مظلومان را بستانی....

مهدی جان...

تاج گزاری و سالروز ولایتتان و امامتتان را به تمامی شیعیان و منتظران جهان تبریک می گویم.

 به تمامی کسانی که عاشقانه چشم انتظارند و صمیمانه حق به جا می آورند.

و تو ای امام عصر ما !

قسمت می دهم تو را به پهلوی شکسته ی مادرت زهرا (س) خودت توان و یاریمان ده تا عاشقانه بتوانیم در تمام عرصه ها موفق باشیم . از خودت می خواهم که لیاقت خدمت گذاری و برداشتن این قدم های کوچک را از ما نگیری....

 

امام زمانم مهدی جان !

ای موعود و گمشده ی جهانیان ...

ای که همه ی جهان به این موعود و هر کدام به شکلی ایمان دارند...

نهم ربیع الاول روز تاج گذاریتان را

عشقانه تبریک می گوییم و برای تحقق

این حکومت الهی فریاد می زنم: 

 

اللهم عجل لولیک الفرج صاحب العصر و الزمان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 بهمن1389ساعت 13:15  توسط الهام  | 

شهادت امام حسن عسگری (ع)

الاسلام علیک یا بقیه الله

 

هشتم ربیع الاول مصادف با شهادت جانسوز پدر بزرگواتان امام حسن عسگری (ع) را به پیشگاه مقدستان تسلیت می گویم.

 

چون بقیع ، سامرا از کین خراب است                        

                 قلب شیعه در این ماتم کباب است

+ نوشته شده در  شنبه 23 بهمن1389ساعت 18:51  توسط الهام  | 

.::گرامیداشت شهادت دکتر علی شریعتی حقیقت همیشه جاوید ::.

و تنها خودش گفت که جلوه ی زیبای شمع است.....

« میان من و شمع پیوندهای ویژه و پنهانی نیز هست.نخستین شعری که سروده ام  «شمع» بوده است.منتهی «شمع زندان».رابطه ی دیگر نیز میان من و شمع است. که بسیار شگفت انگیز است. بسیار اما نمی توان گفت . شاید در آینده روزی برسید که بتوان.اما امروز نمی توان.گذشته از آن شمع یک نوع خود من است . مگر نه شمع مجموعه ی حروف اول اسامی من است؟

 ""دکتر علی شریعتی مزینانی""                    

""شمع""                                      

نشستم و چشم به جلوه های زیبای شعله ی شمع دوختم . زبانه ی آبی رنگ آن را که گویی هزاران حرف تازه با من داشت می نگریستم و می شنودم.می سوخت ، می گریست ، می گداخت و در برابرم ذوب می شد و هیچ نمی گفت اما سراپا گفتن بود.»

                                                                                          یادت همواره گرامی...

انتظار ، ظهور قائم (عج) و مهدویت از دیدگاه دکتر شریعتی:

مجموعه آثار-شماره ی ۷- شیعه - صفحه ی ۲۴۸:

بر خلاف آنچه که فهمانده اند و می فهمیم ،دوره غیبت ، دوره ی نفی مسئولیت و انتظار منفی ظهور نیست بلکه دوره ی سنگین تر شدن و مستقیم تر شدن مسئولیت انسان است.در این دوره ، عالم ،رسالت و مسئولیتی مشخص ، سنگین و صریح در برابر  خدا و مکتب و علمش ، در برابر امام و مردم، به عهده می گیرد و این عبارت است از نیابت .

نیابت یعنی مسئولیتی که علم به عهده می گیرد تا ادامه دهنده ی را امام و نهضت نبوت باشد. در این لحظه ی تاریخی ،مسئولیت و وظیفه ی علم ، رهبری خلق و حکومت بر مردم و آموزش دادن و آگاهی بخشیدن به توده و آشنا کردن دائم مردم است با مکتب و زمان و سرنوشت و مسئولیتش.

مجموعه آثار-شماره ی ۳۳- گفتگوهای تنهایی - بخش دوم- صفحه ی ۱۰۸۵:

انتظار یکی از زیبا ترین و عمیق ترین جلوه های روح فراری و بی آرام است.آدمیزاد هرچه انسان تر می شودچشم به راهتر می شود. این یک حقیقت زیبایی است که همواره می درخشد.آن که باید بیایید یک « ابر مرد» است در تشییع با اینک موعود منتظر مهدی است و آخرین امام از سلسله ی امامان اثنی عشر  ، فرزند امام حسن عسگری و رسالتش هم معلوم است ،رسالتی را که پیغمبر آغاز کرد و پس از مرگش نگذاشته علی و فرزندان وی ادامه دهند و حکومت و امامت مردم را غصب کردند.او خواهد گرفت و خواهد ادامه داد.

مهدویت به معنی اعتقاد و انتظار ظهور مهدی یک اعتقاد انحصاری شیعه نیست هر ملتی و هر مذهبی و هر دوره ای و تاریخی موعودی دارد و منتظر است.این را همه ی علما می دانند اما آنچه من بر آن می افزایم این است که مهدویت یا مسیحیت ،مذهب هر فرد نیز هست نه به عنوان فردی وابسطه به یک مذهب یه یک دوره یا یک جامعه ،نه،به عنوان یک فرد انسان ،یک انسان!!

مهدی را ادبای ما از هدی یهدی به معنی هدایت می گیرند ولی نه از نظر ریخت و نه معنی ، مناسب با مفهوم و مصداق این اسم است. زبانشناسان اروپایی آن را معرب کلمه ی MESSI  به معنی موعود ) کسی که وعده ی دیدارش را داده اند و میعادش در آینده است)و همین کلمه است مسیح یعنی موعود منتظر که عیسی می گفت من مسیح هستم یعنی موعود مذهب یهود.

          روحت شاد و راهت جاودان....         

+ نوشته شده در  شنبه 29 خرداد1389ساعت 17:21  توسط الهام  | 

.:: میلاد باقرالعلوم علیه السلام ::.

میلاد پنجمین اختر فروزان آسمان امامت ،هفتمین گوهر عرش عصمت ،شکافنده و تبیین کننده ی علوم اسلامی ، حضرت امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد.

سلام بر آن روح بلند، بر آن جسم پاک، بر آن امام همام، سلام بر علم بی کران، سلام بر حلم فراوان، سلام بر آن زاهد عابد، سلام بر آن صابر شکور، سلام برامام محمد باقر علیه السلام . پاک و پاکیزه، نور روشنگر، پاک و پاکیزه است از آلایش هر چیز که در عصمت و طهارت خدشه می کند.

 

بی تردید، از دیدگاه علمای شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت امام باقر علیه السلام در زمان حیات خویش، شهرت علمی عالم گیری پیدا کرد و همواره در محضر ایشان، مراجعان فراوانی از بلاد اسلامی حاضر بودند.

بیان ابن عنبه، از علمای معروف اهل سنت: «علم او وسیع و حلم او فراوان بود.» مقام علمی امام باقرمشهورتر از آن است که کسی بخواهد آن را بیان کند. در میان رجوع کننده ها، آن چنان شخصیت علمی امام بچشم می خورد که عبدالله بن عطای مکی می گفت: «عالمان را در محضر هیچ کس، کوچک تر از آن گاه که در محضر ابوجعفر علیه السلام بودند، ندیدم.» حَکَم بن عُیینه با تمام عظمت علمی اش در میان مردم، در برابر آن حضرت، مانند دانش آموزی در برابر معلم خود، به نظر می رسید. هم چنین ذَهبی در مورد امام آورده: «[ایشان] از کسانی [است] که بین علم و عمل و آقایی و شرف و وثاقت و سنگینی جمع کرده و شایستگی برای خلافت داشت.

جابربن عبدالله انصاری می گوید:از شخص رسول خدا (ص) شنیدم فرمود: ای جابر!تو به مردی از خاندان من می رسی که همنام و همشکل من است.علم را می شکافد و تفسیر و توضیح می دهد.

در فرازی از وصیتنامه حضرت امام خمینی (ره) چنین می خوانیم :

ما مفتخریم باقرالعلوم (ع) که بالاترین شخصیت تاریخ است،و کسی جز خداوند تعالی و رسول (ص) و ائمه معصمومین (ع) مقام  او را درک نکرده و نتوانند درک کرد،از ما است.

میلاد باقر العلوم (ع)

بر پیشگاه حضرت ولی العصر (عج) و شیعیان

و دوستداران آن حضرت مبارک باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 خرداد1389ساعت 20:4  توسط الهام  | 

.::ماه آرامش من::.

 

  آپلود عکس   آپلود عکس

   فرا رسیدن ایام محرم و سوگواری سیدالشهدا وهفتادو دوتن 

ازیاران وفادار آن حضرت را به عموم شیعیان و به پیشگاه آقا

امام زمان (عج)تسلیت عرض نموده وبرای تعجیل در فرج پرچم دار

 راه حق دست به دعا برمیداریم. 

 

 آپلود عکس

+ نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 12:47  توسط الهام  | 

و ای کاش غدیر زنده می ماند....

اليوم اكملت لكم دينكم‏و اتممت عليكم نعمتى‏و رضيت لكم الاسلام دينا.

           مائده: 3           

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم.

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه وخورشيدى است عالمتاب.

 

عید اکمال دین ، سالروز تمام گشتن نعمت و هنگامه اعلان وصایت

امیر المؤمنین ، امام علی بن ابیطالب ( علیه السلام )

را به آقا امام زمان (عج) و تمامی مسلمین جهان و شیعیان اهل بیت تبریک می گویم.

و غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریك و تهنیت، روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تكمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون، روز یأس دشمن و امیدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزی كه پیروان واقعی مكتب حیات‏بخش اسلام آن را گرامی می دارند و به همدیگر تبریك می ‏گویند.

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 23:35  توسط الهام  | 

ساده میگم "التماس دعا"

اِنّا اَنزَلناهُ فی لَیلهِ القدَر*همانا ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم

شب قدر مطعلق به آقا امام زمان،آقاجونم التماس دعا

شب از نیمه گذشته و تا سحرگاه ساعتی بیش نمانده، خواب از چشمانم رمیده،اندیشه ای نورس بی تابم نموده و گریخته و من چه شتابان در پی او می دوم تا بدان دست یابم.طنین  ربنا از خردسالی به کام جانم شیرین بود:شاید روزگاری که برای اولین بار لب فروبستن از خوردن و آشامیدن را آموختم و در لحظه افطار بوسه مادر گونه ام را نوازش داد و نوازش پدر،بهانه قد کشیدنم شد و امروز طنین ربنا غوغایی در وجودم به پا می کند.معجونی از معصومیت کودکی و گریز بنده از مولا،نسیم ربنا غمگینم می سازد و شوری در وجودم می شورد،سازی می نوازد از نیستان فراق و جدایی.اما نه ،من نا امید نیستم در ماه نور و رحمت و مغفرت،نا امید نیستم چرا که خوان رحمت پادشاه در این ماه گسترده است و درهای رحمتش به روی بندگانش باز.پادشاه خلقت در این ماه بار عام داده و همه را می پذیرد اگرچه در لحظه لحظه ی عمر ما همواره ما را می پذیرد و آغوش او گرما بخش ثانیه های نومیدی ماست:(ای پیامبر!)بگو:ای بندگان من که(با تجاوز از حدود الهی)به خود ستم کرده اید و مشمول مجازات شده اید از رحمت خداوند نومید نباشید،خداوند همه گناهان به جز شرک را م بخشد همانا خداوند آن عفو کننده رحمت گستراست.(زمرد/۵۳)

پس بیا با من باز ربنا گویان به مدد آن قادر مطلق در شب های نورانی قدر،قدر خویش را در لابه لای چشم پوشی ها و مهربانی های او باز یابیم و با خود و آن رب یکتا عهدی نوببندیم که دیگر دم الهی وجودمان را به لجن معصیت آلوده نسازیم و به گاه لغزش شرمگین بوده و طلب مغفرت را به فراموشی نسپاریم قدر و ارزش روح الهی خویش بشناسیم تادر شب های نورانی قدر به وادی سلامت و رحمت رسیم.

من ترنم هستی را تقدیمت می کنم تو نیز در ثانیه های دلشکستگی از من یاد کن..!

من در لحظه زلال افطاربه یاد معصومیت اولین روز برای شفافیت و نورانیت قلبت دعا میکنم تو نیز..!

من در سکوت شب های سحر بر سجاده نیاز از نجوا ناگفته هایت می سرایم تو هم برای من بسرای از قلم عفو پروردگار بر جریده سیاه اعمالم...!!

تو برای من و من برای تو....

قلبی نورانی،نیتی پاک،ضمیری آرام،وجودی ثمر بخش،عاقبتی به خیر و هزاران هزاران دعای دیگر ....

ودر آخر برآورده شدن حاجت مهم بنده ی حقیر....از ته دل میگم التماس دعا.....

«منبع:قرآن کریم ترجه ی طاهره صفارزاده»

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 22:26  توسط الهام  | 

.::میلاد با سعادت کریم اهل بیت::.

«تقدیم به کریم ترین ارباب دوعالم»

  در این شبها که به اسمان مینگریم گویی بغضی کهنه درگلوی مهتاب تورافریاد میزند تویی که دروانفسای این دنیاازهمه غریبتربوده ای. تویی که باسکوتت عشق  رابه اتش کشیدی وخاک راتا به ابد باغربت اغشته نمودی درتنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی :
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر 
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم . شب را به امید رویایت میگذرانم وروزرا به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است.اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی  چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم دوست دارم  آنی شوم که  خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم  . مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد.

میلادباسعادت اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر

کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت 

اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین 

آن حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم

+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 1:18  توسط الهام  | 

وفات همسر گرامی رسول خدا"حضرت خدیجه(س)....

حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیا، اولین و بهترین همسر رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم و مادر فاطمه زهرا است.

ازداوج پیامبر(ص) با حضرت خدیجه(س):

خدیجه دختر خویلد از خاندان قریش بانویی بسیار پاکدامن و ارجمندبود،اودو شوهر کرد ،هردو از دنیا رفتند و اموال بسیاری از آنها از طریق ارث به او رسید.ثروت اواز حدو مرز گذشت،همواره کاروانهای بازرگانی او در شام و یمین و طائف،در حرکت بودند. عموی خدیجه به نام "ورقه بن نوفل"از دانشمندان و کشیشان مسیحی بود،و همه ی کتابهای آسمانی را خوانده بود و فبل از بعثت پیامبر درجستجوی آئین حق به سر می برد.او نشانهای پیامبری را در وجود پیامبر اسلام دیده بود. خدیجه توسط او به مقام پیامبر آگاه شده بود،به علاوه خود روش پاک و ارجمند محمد را دیده بود،و امانت داری و صداقت اورا مشاهده کرده بود،ازاین رو مجذوب و شیفته و بی قرار پیامبر شد،و تصمیم گرفت با پیامبر ازدواج کند،در این وقت پیامبر ۲۵ سال داشت ولی از سن خدیجه ۴۰سال می گذشت و به نقل بعضی او در این هنگام ۲۸سال داشت. پیامبر با وساطت عمویش ابوطالب،وسائل ازدواج با خدیجه را فراهم کرد،واین ازواج مقدس انجام شد.خدجه نسبت به پیامبر بسیار فداکار و مهربان بود. او نخستین بانویی است که پس از بعثت مسلمان شد.وهمه ی ثروتش را در اختیار پیامبر گذاشت تا در راه گسترش اسلام به مصرف برسد،غمخوار پر مهر و ایثارگر برای پیامبر بود.خدیجه ۲۵ سال(۱۵قبل از بعثت و ۱۰سال بعداز بعثت)با پیامبر زندگی کرد.پیامبر هرگز فداکاری های و مهربانی های خدیجه را فراموش نکرد هرگاه به یاد او می افتاد بر او درود می فرستاد و از درگاه خدا برای او طلب رحمت می کرد.و فرمود:"خدیجه وقتی به من پیوست که همه از من دور می شدند،او در راه اسلام،هرگز مرا تنها نگذاشت،همواره از من حمایت نمود،خدا اورا رحمت کند که بانویی پر برکتی بود،ومن از او دارای شش فرزند شدم."

وفات حضرت خدیجه (س):

سر انجام این بانوی ارجمند ومخلص،در سال دهم بعثت سه روز پس از وفات ابوطالب عموی پیامبر از دنیا رفت.پیامبر (ص) آن سال را "سال غم"نامید و براستی که از فراق این دو یار ایثارگر و پرمهر سوخت.

آخرين سخن خديجه(س) : به هنگامي كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائي كه در راه پيامبر(ص) ديده بود كم ارج تر نبود. لحظه اي كه شبح مرگ بر چهره او سايه افكنده بود به پيامبر چنين مي گويد:
« اي رسول خدا ... من در حق تو كوتاهي كردم و آنچه شايسته تو بود، انجام ندادم.ازمن درگذرواگراكنون، دل در طلب چيزي داشته باشم,خشنودي توست.»
كلمات بر لبان پاكش مي لغزد و آخرين نفسهايش راباخشوع وايمان برمي آورد ... خدا خديجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه براي عقيده و رسالتش پيكار كرد.

ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط كشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.
مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيكه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم زيرا كه پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 17:35  توسط الهام  | 

...::مبعث::...

 السلام علیک یا رسول الله

                                        السلام علیک یا محمد بن عبدالله

 تو اکنون شهر علم و اجتهادی

             تو رب النوع شمشیر و جهادی

                                تو خورشیدی شدی در گوشه غار

                                                 بر نور تو شد خورشید و مه تار 

                                                                   بتاب و روشنی بخش جهان باش

                                                                                   مهین پیغمبر آخر زمان باش

               

مبعث پیام آور وحی ،خیزش انسان از خاک تا افلاک ،حضرت محمد مصطفی پیغمبر آخرالزمان بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 23:48  توسط الهام  | 

..::میلاد پدر ولایت و امامت::..

 

در برج ولا مهر جهانتاب علی است

               در شهر علوم سرمدی، باب علی است

                                     از اول خلقت جهان تا محشر

                                                       مظلوم ترین شهید محراب، علی است

 

آنجا که علی واسطه ی فیض خداست

               برغیر علی هر که کند تکیه خطاست

                                   با مدعیّان کور باطن گوئـیـد

                                                     آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟

 

میلاد شیر خدا،عزیزترین مرد جاودانگی ، پدر امامت حضرت امیرالمومنین را به پیشگاه مقدس حضرت ولی العصر و تمام شیعیان آن حضرت تبریک می گویم.....

پدر عزیزم ،پدر بزرگ های خوبم،زندگی سازم روز تان مبارک.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 20:50  توسط الهام  | 

میلاد امام جواد علیه السلام و حضرت علی اصغر مبارک باد

ولادت باسعادت امام جود و کرم حضرت جواد الائمه علیه السلام را به ساحت مقدس و ملکوتی حضرت حجت بن الحسن رو حی و ارواحنا له الفداء

و ساحت  نورانی پدر بزرگوارشان  امام رضا علیه السلام

و عاشقان و دلباختگانشان تبریک و تهنیت عرض مینمائیم

-------------------------------------

همچنین میلاد عزیز ترین شهید زمین کربلا ، پاره ی تن حسین .....

حضرت علی اصغر بر تمام امت اسلام تبریک می گویم.

                                                                                         التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 12:56  توسط الهام  | 

شهید دکتر مصطفی چمران

 

قبل از آن هرگاه اسم با افتخار یکی از شهدای این مرز و بوم به زبان می آمد بدون تامل از کنارش می گذشتم و وقتی برای توقف نمی گذاشتم اما دیشب بدون آنکه خودم بخواهم ایستادم و زندگی با افتخار شهیدی را مطالعه کردم .خیلی مطالب آموختم و خیلی حرف های نا گفته را چشیدم و خیلی تاسف در کنار اشگ های جاری بر گونه ام احساس کردم که چنین افرادی مقدس و با اقتدار از جانشان برای آزادی من و تو گذشتن او اگر اکنون در میان ما بود قطعاْ از وی به عنوان نخبه ای علمی ،سیاسی و فرهنگی یاد می شد.اما از حضور جسمش گذشت تا من و تو حضور خاکی آرامی داشته باشیم.

و اسمی را جاویدان به یادگار گذاشت که نسل ها پا برجاست......

                                                                                              . . : : شهید دکتر مصطفی چمران : : . .

دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغ‏التحصيل شد و يك‏سال به تدريس در دانشكدة‌ فني پرداخت و در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات‏علمي در جمع معروف‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا –بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.

در درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت مي‏كرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود.در امريكا، با همكاري بعضي از دوستانش، براي اولين‏بار انجمن اسلامي دانشجويان امريكا را پايه‏ريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايراني در امريكا به شمار مي‏رفت كه به دليل اين فعاليت‏ها، بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي از سوي رژيم شاه قطع مي‏شود.

پس از اقدامت در مصر به همراه چند تن از دوستانش و بعد از آن رفتن به لبنان با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز مي‏گرددو همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب مي‏گذارد؛

پس از به خطر انداختن جان خود در سمت معاونت نخست وزیری در امور انقلاب می جنگد و سریع و قاطعانه قضیه ی کردستان را فيصله می دهد و در محاصره ی پاوه می درخشد و زمانی که فرمان انقلابي امام‏خميني(ره) صادر می شود  فرماندهي كل قوا را به دست می گیرد .با فرماندهی دکتر چمران در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي انقلاب اسلامي درآمده و كردستان از خطر حتمي نجات می یابد.دكتر چمران بعد از اين پيروزي بي‏نظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر عاليقدر انقلاب، امام‏خميني(ره)، به وزارت دفاع منصوب گرديد.

دكتر مصطفي چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و سپس به نمايندگي رهبر كبير انقلاب اسلامي در شورايعالي دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.

وی پس از پیروزی های مجدد در خوزستان زمانی که در دل دشمن برای پیروزی سوسنگرد می جنگید از ناحیه ی پا مجروح شد ولی با این وجود همچنان با پای مجروح بر تمام عملیات ها نظارت داشت و از صحنه کناره گیری نمی کرد.

دکتر چمران ثابت کرد که تنها ،یک دانشمند فیزیک ،عالم روحانی و عرفانی بلند مرتبه ،فرمانده ای با جسارت و مقتدر نیست به عقیده ی من او دستنشانده و شاگرد ممتاز استاد مالک اشتر ،امیرالمومنین است.

دکتر در آخرین لحظات حضورش در میدان نبرد با  رزمندگان خداحافظي و ديده‏بوسي كرد، به همة سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديك‏ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده مي‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قرباني‏هاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثه‏اي جانكاه بودند كه خمپاره‏ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپاره‏هاي صداميان، يكي از نمونه‏هاي كامل انساني كه ماية‌ مباهات خداوند است، يكي از شاگردان متواضع علي(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسان‏هاي علي‏گونه و يكي از ياران باوفاي امام‏خميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست.

                                             سایت اختصاصی شهید دکتر مصطفی چمران

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 15:46  توسط الهام  | 

انتخاب دهم..:دکتر میر محسن کروبی نژاد:..

اینجاای که قرآن نیزه کردن کارتان
عمر و عاص عصر گشته یارتان



                        عایشه گر جان به جانان داده است
                          فایزه شد گرمی بازارتان


                                              شال سبز و شیوه رندی چه شد!؟
                                               رسم پاک اُمُ و فرزندی چه شد!؟



                                                                           حال ، شال سبز می بندی چرا؟
                                                                             بر حریم عشق می خندی چرا؟



                                                                                                                آه غیرت را به دار آویختند
                                                                                                                بی همیت ها به برزن ریختند




شال سبزی از ریا بر دوششان
حرف حق کی میرود در گوششان


                                مو ، نمایان، چهره های رنگ،رنگ
                                آه اصلاحات دارد بوی ننگ


                                                         بوی ننگ دوری از آلاله ها 
                                                          پا نهادن روی خون لاله ها


                                                                                رنگ اصلاحات رنگی از ریاست
                                                                                 رنگ دوری از حریم کبریاست

                                                                                                         خواب بودی آمدی اینک چه سود
                                                                                                          جنگ بود و جای استعفا نبود



اهل استعفا آری مرد نیست
عافیت نوش وطن را درد نیست


                                 درد محرومان بی قوت و غذا
                                  درد مجنون و شلمچه ،بی ریا


                                                               دزدها اینک معاون می شوند
                                                                خیبری ها ،وای خائن می شوند!



                                                                                        چون چپاول شهر تهران کرده اند
                                                                                         حال قصد کل ایران کرده اند


                                                                                                               ای برادر این مجال قال نیست
                                                                                                                آه بیت المال بیت الحال نیست


                           این کدیورهای در رنگ و لعاب 

                                                                 چون بخواهندی ز جان انقلاب!؟

 

((این شعر زیبا را از کامنت دوست عزیزی به نام تندیس انتظار خواندم))

امیدوارم مهدی پسند وشایسته وار سرنوشت خودمان ، ۷۰میلیون ایرانی ،۴ سال آبادی ملت ایران همراه با افتخارات به دست آمده را به دستان مومنی لایق و شایسته بسپاریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 23:56  توسط الهام  | 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

بحر وجود است دل فاطمه                                 حمد و سجود است دل فاطمه

زمزمه ی آب پیام بهشت                                      نغمه ی رود است دل فاطمه

طره ی غم از دل او رنگ شد                                    زخم کبود است دل فاطمه

عین و یقین آیینه دار آل ست                              هستی و بود است دل فاطمه

بوسه ی خورشید به دامان او                                   نور وجود است دل فاطمه 

مادر عشق است به دشت بلا                                صبر و دود است دل فاطمه

آیه ی تقوا و پیام عفاف                                     سوره ی هود است دل فاطمه

زهر علی در گل تسبیح اوست                              اوج و صعود است دل فاطمه

سینه اش اسرار حسین و حسن                             رمز شهود است دل فاطمه

گر طلبی خانه ی امید را                                            باب ورود است دل فاطمه

چنگ بزن دانم لفش بگیر                                   سفره ی وجود است دل فاطمه

ایام شهادت بانوی دوعالم ساقی کوثر فاطمه الزهرا (س)

را با پیشگاه اقا امام زمان

و تمامی شیعیان خط علی (ع) تسلیت میگم و از شما در این ایام سوگواری التماس دعا دارم.


+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 13:12  توسط الهام  | 

دلدادگی...

برادران یوسف آذوقه ی اورا می خواستند:

اوف لنا الکیل (سوره ی یو سف-۸۷) پیمانه ی مارا کامل کن .

ویعقوب سیراب شدن از چشمه سار حضور او را می خواست زیرا یوسف خوستنی و دوست داشتنی بود.

یا بنی اذهبوا فتحسسوا من یوسف(سوره ی یوسف-۸۸) پسرانم بروید و یوسف را بجویید.

منتظران ظهور یوسف زهرا علیه السلام نیز دو دسته اند:برخی ظهور اورا برای سر سبزی،خرمی،فراوانی نعمت،ارزانی اجناس و .... می خواهند و برخی دیگر اورا برای خودش می خواهد .

همیشه در طول تاریخ هم دو دسته شیعه وجود داشته اند ،شیعیانی که امام را برای رسیدن به منافع و اهداف شخصی خود می خواستند و کسانی که شیفته ی امام بوده اند ،تنها به این دلیل که او امام است،خلیفه ی خداست . آنان امام راآیینه ی تمام نمای اسما و صفات الهی و موجودی سرشار از معنویت و روحانیت می دانستند.

نگاه بسیاری از شیعیان به امام -هرچند نا خود آگاه -به صورت نخست است به همین دلیل همنگامی که مصیبت ها بر ما فرو می ریزد ،ارتباط ،توجهو توسل ما به امام بیشتر می شود و چون در خوشی و نعمت فرو می رویم از میزان تو جه و توسلمان کاسته می شود .همین نکته ،یکی از آسیب های بزرگ و ظریف اعتقاد به امامت است.

آنکه امام را برای رسیدن به آمال و آرزو های خود می داندو از او مانند ابزار برای رسیدن به اهداف شخصی خود بهره می گیرد ارتباط و توسلی پایدار و همیشگی ندارد.چه بسا اگر روزگار به او روی خوش نشان دهد هیچ گاه به یاد امام خود نیافتد زیرا به او نیازی ندارد و این یعنی تباهی و از دست دادن سرمایه ی زندگی .کسی که با این نظر به امام خویش می نگرد اگر در گرفتاری به امام پناه ببرد و امام به مقتضای مصلحتی ،دعایش را مستجاب نکند ،از امم خود می گسلد،زیرا او امام را تنها برای اهداف خود می خواهد.امامی که او را به منافعش نرساند به چه کارآید!

البته این سخن درست است که گفته اند همه چیز را از آنان بخواهیم اما شایسته است که از آنان جز خودشان را نخواهیم!

بیاییم یعقوب وار یوسف زهرا علیه السلام را برای خودش بخواهیم. زیرا: سرچشمه ی همه ی خوبی ها ،کمالات و زیبایی هاست.

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 16:8  توسط الهام  | 

جای کسی این جمعه بیشتر خالی بود...

**بهار ۱۳۸۸ بر ملت عزیز ایران مبارک باد**

نوروز واژه‌اي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مي‌‌‌يابد گذارده مي‌شود. و اصل پهلوي اين واژه نوك روچ يا نوك روز بوده است.

بيروني در تعريف نوروز نقل مي‌كند "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشن‌هاست."

مورخين و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر مي‌رسد آريائي‌ها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميان‌رودان سال را به دو قسمت تقسيم مي‌‌كردند كه هر يك با انقلابي شروع مي‌شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند. يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته مي‌شد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته مي‌شد. برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده‌ است كه در ايران قبل از ورود آريائي‌ها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائي‌ها كه در فلات ايران ساكن بوده‌اند به آن عمل مي‌كرده‌اند.

"نوروز" را ايرانيان گرامي مي‌دارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگون يافته،‌ اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كرده‌‌اند، مهر تأييد خورده است. بدين سان امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران با همه تكثرهاي قومي، مذهبي، فرهنگي و زباني است.

آيين‌ها و رسم‌هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوه‌هاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دوره‌اي مختلف‌اند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقوله‌هايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ مي‌دهند.

ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيين‌ها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به يكباره از جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات ديني اسلام، اسطوره‌ها و داستان‌هاي عربي نيز در ميان توده مردم نفوذ كرد. طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنت‌ها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار مي‌گرفت ايرانيان مي‌كوشيدند سنت كهن ملي را در قالب شخصيت‌هاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشن‌تر سنت‌هاي ملي ايراني را با سنت‌هاي اسلامي در آميختند. در نتيجه از ميان انبوه جشن‌هاي ايراني قبل از اسلام آنچه ميان ايرانيان مسلمان باقي ماند منحصر به عيد نوروز، جشن سده و جشن‌هاي كوچك‌تري مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از ميان جشن‌هاي ياد شده بزرگ‌ترين اعياد ملي ايرانيان جشن نوروز است.

نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقش‌هاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا مي‌توان يافت. يكي از كهن‌ترين و بزرگ‌ترين منابعي كه به جشن و افسانه‌ها و آيين‌هاي مربوطه پرداخته است، كتاب «آثار الباقيه» اثر ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري قمري) است. او مي‌نويسد:

«سال نزد فارسيان چهار فصل بود ... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيدها جابه‌جا مي‌شد. از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبيعت گويند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنين به نظر مي‌رسد كه پنج روز نخستين سال « نوروز عامه» يعني جشن همگاني بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» يعني جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.

احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شيعه منحصر نيست، اما چنان در ميان شيعيان فراگير است كه حتي رواياتي از امامان شيعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است. براي مثال علامه مجلسي در "السماء‌والعالم" از امام صادق‌ عليه‌السلام حديثي را بدين مضمون نقل مي‌كند: "در آغاز فروردين، آدم آفريده شد و آن روز فرخنده‌اي است براي طلب حاجت‌ها و برآورده شدن آرزوها و ديدار پادشاهان و كسب دانش و زناشويي و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بيماران بهبودي مي‌يابند و نوزادان به آساني زاده مي‌شوند و روزي‌ها فراوان مي‌گردد."مجلسي همچنين حديث ديگري را درباره نوروز نقل مي‌كند كه منتسب به امام كاظم عليه‌السلام است و آن اين كه "اين روز بسيار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پيمان گرفت تا او را پرستش كنند و براي او شريك قائل نشوند و به آيين فرستادگان‌شان درآيند و دستورشان را بپذيرند و آن را اجرا نمايند و آن نخستين روزي است كه آفتاب بدميد و بادهاي بار دهنده بوزيد و گل‌هاي روي زمين پديد آمد و هم جبرئيل بر پيامبر نازل شد و نيز روزي است كه ابراهيم بت‌ها را شكست و هم پيامبر علي را بر دوش خود گرفت تا بت‌هاي قريش را از خانه كعبه بينداخت.

علاوه بر عدم مخالفت اسلام با آيين نوروز و از آن فراتر تأييد اين مذهب بر نوروزگان، تداوم گراميداشت نوروز در دوره اسلامي را مي‌توان به علاقه شديد ايرانيان براي حفظ مواريث باستاني خود نيز نسبت داد.

"برتولد اشپولر" ايران‌شناس بزرگ آلماني در اين باره مي‌‌‌گويد:‌ "از جشن‌هاي قديمي ايراني، بيش از همه جشن‌ سال نو (نوروز؛ شكل عربي آن نيروز) و نيز در پايان تابستان جشن پاييز (مهرگان) طبيعتاً بر اساس تقويم قديمي برگزار مي‌شد. البته مسلمانان، به‌ويژه در زمان عمر دوم (عمربن عبدالعزيز) كوشش كردند تا اين اعياد را ملغي كنند و كساني را كه در اين مواقع به طور كلي هداياي متداولي براي مقامات بالاتر مي‌فرستادند، تحت فشار قرار دادند.

اما اين رسم چنان عميق با انديشه و احساس مردم ايران وابسته بود كه به زودي پيروز‌مندانه براي خود جايي باز كرد و با اوج گرفتن كار عباسيان، اما به‌ويژه در زمان آل‌بويه كاملاً در همه جا متداول شد و حتي در بين‌النهرين (درست در بغداد و حتي در بصره) رسمي همه‌گير شد. در سوريه، مصر و شمال آفريقا نيز اين جشن در برخي از زمان‌‌ها به طور نامنظم برگزار مي‌شد.

بدين ترتيب نوروز با ورود اسلام به ايران و فراگيري اين مذهب در پهنه‌اي وسيع از شبه قاره هند تا شمال آفريقا، اين مجال را يافت تا در ميان اقوام غير ايراني نيز تداول يابد.

با توجه به اين كه عباسيان بيش از پنج سده نفوذ سياسي و ديني خود را در جهان اسلام - با فراز و نشيب بسيار - حفظ كردند، مي‌توان دريافت كه بزرگداشت نوروز از سوي خلفاي اين سلسله تا چه حد در استمرار و گسترش آن تأثير گذار بوده است. نوروز از زمان پيامبر اسلام تا دوره سلسله متأخر ايراني همواره مورد توجه بوده است. به شهادت تاريخ، حضرت محمد صلي‌‌الله عليه‌وآله و حضرت علي عليه‌السلام و بزرگان و خلفاي اسلام نوروز را گرامي مي‌داشتند و در دستگاه خلافت عباسي نوروز عظمتي خاص داشت و پس از اسلام نيز نوروز بزرگ با سنت‌هاي اسلامي شكوه و جلالي ديگر يافته بود. خاندان‌هاي بزرگ ايراني چون سامانيان و ديلميان و آل زياد به نگهداري و پاسداري سنن ملي دلبستگي فراوان داشتند و به هنگام نوروز به روش نياكان خود مردم را بار عام مي‌دادند و آداب ديرين را معمول مي‌داشتند. شهرياران صفوي هم در اجراي مراسم جشن نوروز كوشش بسيار مي‌كردند و مردم نيز تشريفات عيد به جاي آوردند.

برگزاري جشن نوروز در دوره صفويه به ‌ويژه با نگاه به احاديثي كه محدثين بزرگ اين دوره همچون علامه مجلسي درباره نوروز نقل كرد‌ه‌اند، قابل ارزيابي است. چنين مي‌نمايد كه در اين دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغه‌اي كاملاً اسلامي يافته بود و تفكيك عناصر باستاني و اسلامي در اين آيين باشكوه كاري دشوار مي‌نمود.

در كتاب‌هاي مشهور ادعيه همچون اقبال الا‌عمال سيد‌ابن‌طاووس و مصباح المتهجد شيخ توسي اشاره‌‌اي به دعاي تحويل سال نگرديده و اين نشان مي‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشيع سند روايي مورد اعتماد براي آن موجود نيست. اما مجلسي در كتاب زادالمعاد در خصوص اين دعا گزارش مي‌كند كه در كتب غير مشهوره روايت كرده‌اند كه در وقت تحويل سال اين دعا را بسيار بخوانيد: يا مقلب‌القلوب والابصار يا مدبر الليل والنهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال. بنابراين با توجه به اين گزارش دعاي تحويل سال در دوره صفويه مرسوم و معمول بوده است.

در هر حال جدا از اين كه دعاي تحويل سال تا پيش از دوره صفويه چگونه بوده و اين دعا در كدام يك از مأخذ حديثي نقل شده است، نفس دعا يا قرائت قرآن يا حتي نمازگزاردن هنگام تحويل سال نشان از اسلامي شدن نوروز دارد. حتي بعضي‌ها معتقدند كه عبارات دعاي تحويل سال برگرفته از عبارات قرآني يا احاديث و رواياتي است كه در معتبرترين مأخذ شيعي نظير "التهذيب" شيخ توسي نقل شده‌اند.

از اين گذشته بزرگ‌ترين نماد آيين نوروز كه "هفت سين" است، فلسفه‌اي باستاني و اسلامي دارد. "محمد علي دادخواه" كه اخيراً پژوهشي با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سين" را به نگارش در آورده، در اين باره مي‌نويسد:‌ "عدد هفت برگزيده و مقدس است. در سفره نوروزي انتخاب اين عدد بسيار قابل توجه است. ايرانيان باستان اين عدد را با هفت امشاسپند يا هفت جاودانه مقدس ارتباط مي‌دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسيدن به اميدها را در خانه هفتم نويد مي‌دهند. علامه مجلسي مي‌فرمايد: آسمان هفت‌ طبقه و زمين هفت طبقه است و هفت ملك يا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحويل سال، هفت آيه از قرآن مجيد را كه باحرف سين شروع مي‌شودبخوانند آنان را از آفات زميني و آسماني محفوظ مي‌دارند."

همچنين تقدس ديني لحظه تحويل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در شهرهاي مقدس مردم به امامزاده‌ها و اماكن متبركه مي‌روند. شيرازي‌ها به حرم شاهچراغ و حرم علي‌بن حمزه روي مي‌آورند و مشهدي‌‌ها به پابوس حضرت رضا (ع) مي‌شتابند و بسياري از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد مي‌آيند و بعضي از مردم ري و تهران در حرم شاه‌عبدالعظيم."

با اين وجود صيغه اسلامي نوروز كه با توجه به اكثريت مطلق مسلمانان در ايران امري بديهي است، مانع از آن نشده كه پيروان ساير مذاهب در بزرگداشت آن كمتر از ايرانيان مسلمان اهتمام ورزند. امروزه نوروز، آييني متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ‌هاي ايراني و بسياري ديگر از كشورهاي تحت نفوذ فرهنگ ايراني چون افغانستان، پاكستان، هندوستان،‌ كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز و مناطق كردنشين تركيه، عراق و سوريه است

در روايات اسلام نوروز روزي است كه جبرئيل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز غدير خم است، و روز ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن ايراني روزي است كه آفريدگار از خلقت جهان فارغ مي‌شود و روز آفرينش انسان است.

واژه (عيد) در قرآن كريم تنها يكبار در آيه 114، سوره مائده آمده است: (عيسي ابن مريم گفت بارالها! اي پرودگار تو ما از آسمان مائده اي فرست تا اين روز براي ما و كساني كه پس از ما آيند روز عيد مباركي گردد و آيت و حجتي از جانب تو براي باشد، كه تو بهترين روزي دهندگاني.

عيسي بن مريم اين دعا را آن هنگام كه حورايون به او گفته بودند كه: اي عيسي ابن مريم، آيا خداي تو مي تواند براي ما از آسمان مائده فرستد؟ عيسي در پاسخ آنان مي گويد: اگر ايمان آورده ايد از خدا بترسيد! و هرگز شك در قدرت خدا و يا شك در اجابت دعاي پيغمبر خدا نكنيد. حواريون گفتند (ما شك نكرده ايم ليكن) مي خواهيم كه از آن مائده آسماني تناول كنيم تا دل هاي ما مطمئن شود (و بر يقين ما بيفزايد) و تا به راستي عهدهاي تو پي بريم و بر آن گواه باشيم.

عيد خود مصدري است مانند عود به معناي بازگشتن و به همين مناسبت، سالگردها و يادبودها را (عيد) گويند. البته، اين نامگذاري به ياد بودهاي خوش وتوأم با شادماني اختصاص دارد.

(عيد) روزي است كه در آن سود و منفعتي به دست بيايد و در شرع مقدس اسلام، روزهاي اضحي و فطر عيد ناميده مي‌شوند. كه در عيد اضحي قرباني، و در عيد فطر زكات فطره مطرح است. نيز مي‌توان گفت، عيد آن روزي است كه در آن نماز ويژه‌اي برگزار كنند، يا روزي است كه مجمعي در آن فراهم آيد، و يا آنكه عيد روزي است كه خلق از ماتم به شادماني (عود) كنند، يا روزي است كه زندانيان را از زندان رها كنند، و يا كودكان را از مكتب بيرون فرستند، يا روزي است كه تفاوتي ميان درويش و توانگر نباشد، يا آنكه (عيد) روز شريف و ارجمندي مي‌تواند باشد.

از آيه (مائده) استفاده مي‌شود كه حضرت عيسي و مسيح روز نزول مائده را كه سالروز وقوع يك معجزه الهي در تاريخ است براي همه انسان‌ها (عيد) قرار داده است، تا اين روز آيت و حجتي از جانب خداوند براي مردمان در تمامي اعصار بوده باشد و به ميمنت اين پديده پر بركت همه ساله شادماني و خجستگي آن روز تكرار گردد.

از آنجا كه (مائده) به معناي خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، مي‌توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عيسي مسيح (ع) ويژگي خاصي داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است.

بنابراين، عيد در اين آيه اشاره دارد به نزول يك بركت آسماني در پوشش طبق يا طبق‌هايي از طعام و خوردني كه مي‌تواند تكرار و بازگشت آن روز نيز همان بركات را به همراه داشته باشد و از اين جهت، آيت و حجتي ديگر از جانب خداوند متعال براي انسان‌ها و فرصتي ديگر براي ايجاد ارتباط با خدا و ذكر و ياد او در دل‌ها و زبان‌ها بوده باشد.

آداب اسلامي نــوروز

در كتاب مفاتيح‌الجنان كه طي دهه‌‌هاي گذشته يكي از بزرگ‌ترين كتاب‌هاي مورد رجوع عموم براي انجام مستحبات مذهبي بوده به نماز عيد نوروز اشاره شده كه نمازي است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عيد غدير خم وارد شده است.

مفاتيح الجنان همچنين روايتي از معلي‌بن‌خنيس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال اين روز و دعاي مربوط به آن را همراه دارد. بي‌آنكه اشاره‌اي به فضيلت اين روز كرده باشد. ولي بحارالانوار مجلسي روايات معلي‌بن‌خنيس را به تفصيل آورده است. در آن روايات به فضيلت و برتري اين روز نسبت به ساير ايام بسيار پرداخته است و يكي از روايات مفصل معلي‌بن‌خنيس از نوروز را اين گونه تجليل كرده است: نوروز روزي است كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفت، روزي است كه جبرئيل بر نبي عليه‌السلام نازل شد، روزي است كه رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله، علي عليه‌السلام را بر دوش كشيد تا بت‌هاي قريش را از بالاي كعبه مي‌كند، روزي است كه نبي عليه‌السلام به وادي جن رفت و از ايشان بيعت گرفت، روزي است كه براي علي عليه‌السلام از مردم بيعت گرفت (غدير خم) روزي است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزي است كه امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف بر دجال پيروز خواهد شد.


و اما روايت خنيس به نقل از امام صادق عليه‌السلام در مفاتيح الجنان:

فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكيزه‌ترين جامه‌هاي خود را بپوش و به بهترين بوي‌هاي خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهاي پيشين و پسين و نافله‌هاي آن فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل يا ايهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان.

همان طور كه مشاهده مي‌شود اين روز نيز چون اعياد اسلامي با غسل كردن، پوشيدن جامه نو و معطر گرديدن به بوي‌هاي خوش و روزه داشتن آغاز مي‌شود، ضمن آنكه نمازي مشابه نمازهاي ساير اعياد اسلامي دارد.

نماز عيد نوروز

نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غدير خم وارد شده است.

از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده است مي‌توان دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است. تاكيد بر قرائت سوره‌هاي كافرون، توحيد، معوذتين نيز مي‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدي‌ها داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 0:49  توسط الهام  | 

نور خدا محمد (ص)

میلاد ملکوتی پیامبر بزرگوار،

منبع صداقت و نور انوار متقین بر دوستداران

نور و روشنایی مبارک باد.

میلاد گل سر سبز بوستان رسالت و فرزند گرامیشان ،بیانگذار مذهب شیعه امام جعفر صادق مبارک باد.

ميلاد امام جعفر صادق عليه السلام، مؤسس فقه جعفری را به ساحت مقدس ولي عصر و الزمان حجة بن الحسن العسکري تبريك و تهنيت عرض مي نمائيم.

ميلاد جامع علم و عمل و عبادت و سياست، پرچم‏دار شاهراه ولايت علوى، حضرت امام جعفر صادق عليه‏السلام گرامى باد! هفده ربيع‏الاول، سالروز طلوع خورشيد پرفروغ خداوند مبارک!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 12:29  توسط الهام  | 

بزرگترین جشن شیعه ...

بزرگترین جشن شیعه که غم انتظار یوسف زهرا را از دلش کم می کند

                                                                                         امشب است...

آقا جان هزار و صدو هفتادمین،۱۱۷۰

ولایتتان را برشما حاکم جهان و شیعیانتان تبریک می گویم.

وبه امید روزی که بر صفحه ی تقویم ها     

                         این روز را تعطیل رسمی اعلام کنند.

ای نور جشمان زهرا!

تو همان چکیده ی نور دل های ۱۴ اختر تابناک و ۱۲۴۰۰۰ نبی

خداوند هستی...

تو همان عصاره ی نور خدا،محمد  (ص) هستی....

تو مرفت ناب خدایی هستی...

وتو ای مهدی موعود ، ای ستاره ی چهاردهم ، نور چشمان ساقی کوثر

تو امام عصر ماهستی.

 

ای مهدی جان !

نهم ربیع الاول روز امامت و ولایتت را صمیمانه تبریک می گویم وبا اشک

 شوق برای ظهور شدن این ولایت و حکومت الهی می گویم :

اللهم عجل ولیک الفرج صاحب العصر و الزمان

چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی      سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی                                      همه نقد هستی خود بدهم به صاحب جان          که  یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی   
نه هوای کعبه دارم نه صفا و مروه خواه          که ندارد این مکانها به خدا صفای مهدی                                       چه  کنم چه چاره سازم که دل رمیده من        نکند هوای دیگر به جز از هوای مهدی                                             
من دلشکسته هر دم به امید درنشستم        که مگر عیان ببینم رخ دلشگای مهدی  

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 21:4  توسط الهام  | 

شهادت امام حسن عسگری (ع)

یا ابا صالح (عج)

شهادت جانسوز پدر بزرگوارتان

امام حسن عسگری(ع)

را بر شما وشیعیانتان تسلیت می گویم

بار دیگر شد ز کینه                زنده غم های مدینه

چون بقیع ، سامرا از کین خراب است       قلب شیعه در این ماتم کباب است

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است :عبيد فرزند الله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن  29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السلام و حضرت موسی  علیه السلام تکرار مي شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 22:15  توسط الهام  | 

آخر ماه صفر و شهادت نور خدا و دو ماه معصومش...

شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله

                   بر فضیلت اهل بیت علیهم السلام

بر فضیلت این چهار تن دلیلى مهمتر از گواهی‌هاى پیامبر درباره ایشان وجود ندارد،كه آنان را در بالاترین مراتب عظمت و فضیلت قرار مى‏دهد.زید بن ارقم از رسول خدا روایت كرده است كه به على،فاطمه،حسن و حسین فرمود:«با هر كسى كه با شما در صلح و سازش باشد در صلحم و با هر كه با شما در ستیز باشد در ستیزم‏».معقول نیست كه پیامبر با هر كه محارب با على،فاطمه،حسن و حسین است در جنگ باشد مگروقتى كه هر یك از آنان ملازم با حق و از آن جدایى ناپذیر باشند.پیامبر بزرگتر از آن است كه با دشمنان این چهار تن دشمنى كند در حالى كه آن دشمنان بر حق باشند.

حبشى بن جناده نقل كرده است كه او خود از رسول خدا شنید كه مى‏فرمود:«على از من است و من از او،و بجز على كسى حقى را از طرف من ادا نمى‏كند». طبیعى است كه مقصود پیامبرصلی الله علیه و آله آن نبوده است كه على را-به خاطر خویشاوندى با خود-بر دیگران امتیاز بخشد.عباس عموى پیامبرصلی الله علیه و آله بوده است،دیگر هاشمیان و در میان آنان جعفر بن ابى طالب،همان خویشاوندى را با پیامبرصلی الله علیه و آله داشتند كه علىعلیه السلام داشت.اگر خویشاوندى سبب امتیاز بود،باید هر كدام از آنها شایسته اداى حق از جانب رسول خداصلی الله علیه و آله مى‏بودند،در صورتى كه او خود فرموده است:«جز على،كسى از جانب من حقى را ادا نمى‏كند. »و آن نیست جز آن كه علىعلیه السلام براى اداى حق از سوى پیامبرصلی الله علیه و آله و مشابهت‏با او،واجد استعدادهاى طبیعى بوده كه دیگر مسلمانان از آنها بى‏بهره بوده‏اند.در حدیث است كه سعد بن ابى وقاص هنگامى كه معاویه مقام علىعلیه السلام را نكوهش مى‏كرد-به او گفت:آیا این حرف را درباره مردى مى‏گویى كه از پیامبر خداصلی الله علیه و آله درباره او شنیدم،كه مى‏گفت:«هر كسى را كه من سرور اویم،پس على سرور اوست.»و شنیدم به او مى‏فرمود:«تو نسبت‏به من به منزله هارونى نسبت‏به موسى،جز این كه پس از من هیچ پیامبرى نخواهد آمد».

رسول خدا،منزلتى به علىعلیه السلام بخشیده كه به هیچ كس دیگر نداده است،در عبارت اول او را صاحب اختیار هر مرد و زن مسلمان قرار داده است چه آن كه قرآن به صراحت مى‏گوید: پیامبر از خود مؤمنان بر ایشان سزاوارتر است و این عبارت پیامبرصلی الله علیه و آله همان جایگاه را به علىعلیه السلام اعطا مى‏كند پس او صاحب اختیار تمام كسانى است كه رسول خدا صاحب اختیار آنهاست.

و در كلام دوم،علىعلیه السلام را به منزله هارون نسبت‏به موسى قرار داده است،و معناى‏آن چنین است كه وى در رتبه بعد از پیامبر خدا قرار دارد.بدیهى است كه هارون در رتبه پس از موسى بود و كسى میان قوم موسى در فضیلت همپایه هارون نبود.در نتیجه،بر طبق این سخن،علىعلیه السلام داراى همه مقامهاى هارون بوده است جز مقام نبوت كه پس از حضرت محمدصلی الله علیه و آله نبوتى در كار نیست.

بخارى روایت كرده است كه رسول خدا به علىعلیه السلام فرمود:«آیا نمى‏پسندى كه نسبت‏به من به منزله هارون نسبت‏به موسى باشى‏».و نیز بخارى روایت كرده است كه پیامبر خدا فرمود: «فاطمه بانوى زنان بهشت است‏».البته ورود به بهشت در گروى تقواست.و در صورتى كه فاطمه بانوى زنان بهشت‏باشد،پس پرهیزكارترین زنان هم خواهد بود.

ابو هریره روایت كرده است كه رسول خدا فرمود:«هر كس حسن و حسین را دوست‏بدارد مرا دوست داشته است و هر كه آنان را به خشم آورد،مرا به خشم آورده است‏».و حاكم در مستدرك نقل كرده است كه رسول خدا فرمود:«هان مثل خاندان من-در میان شما-همانند كشتى نوح است،هر كس سوار آن شد نجات یافت و هر كه از آن تخلف كرد،غرق شد» .

پیامبر خدا پیروى اهل بیتعلیهم السلام را وسیله نجات قرار داده است و مخالفت ایشان را علت غرق شدن;و معنى آن،چیزى جز این نیست كه گفتار و رفتار ایشان مطابق گفتار و رفتار اوست، پس اطاعت ایشان،اطاعت او،و مخالفت‏با ایشان،مخالفت‏با اوست.

یا حسن مجتبی(ع)

 نگاهت وسعت سبز زمين است‏
دلت آيينه ی اهل يقين است‏
خدا در وسعت دستت چه ديده است‏
كه بخشش با قدم ‏هايت عجين است ؟
از آن زخمي كه احساس تو برداشت‏
هزاران لخته باور بر زمين است‏
در اين عصر پر از تيغ تغافل‏
دوباره غربتت گوشه نشين است‏
خدا با چشم‏ هايت هم‏ نشين بود
كه درد و داغ شيعه آتشين است‏

یا علی بن موسی الرضا(ع)

تمام ثانيه ‏هايم غريب مي‏گذرند
كبوتر دل من آشيانه مي‏خواهد
چه سخت مي‏گذرد لحظه‏ هاي دل تنگي‏
دلم براي پريدن بهانه مي‏خواهد

ضريح دست شما را هزار و چندين بار
به پلك‏ هاي خودم بي دليل مي‏بندم‏
اگر قبول كني رد اشك‏ هايم را
براي ديدن رويت دخيل مي‏ بندم‏ 

تمام بغض دلم آب مي‏شود وقتي‏
ستاره ‏هاي حرم را ز دور مي ‏بينم‏
و اشك‏ هاي دلم را به پات مي‏ريزم‏
از آستان نگاه تو بوسه مي‏چينم‏ 

منم كه بين « منم » ها هنوز درگيرم‏
دلم خوش است كه پر مي‏كشم به صحن شما
هميشه منتظرم تا مسافرت بشوم‏
تو را صدا كنم از دور : يا امام رضا (ع)‏

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 20:19  توسط الهام  | 

پانزده قرن پیش ازآشوب بر علیه غزه خبر داده شد اما...

واژه «فتنه» در قرآن کریم و سنت به دو معنای عام و خاص آمده معنی عام عبارت است از هر امتحان و آزمایشی که برای انسان پیش آید.خواه از ناحیه ی خود انسان باشد یا ازناحیه ی شیطان باشد و یا از سوی مردم و خواه از امتحان کامیاب و روسفید بیرون آید و از فتنه و آشوب برهد و یا در آن سقوط نماید.   ومعنای خاص:عبارت از حوادث و پیش آمد هایی است که مسلمانان را در بوته ی امتحان قرار داده و از مرز دیانت خارج و منحرف می سازد و منظور از حوادث و آشوب هایی که پیامبر هشدار داده همین معنا است.

               

نمونه هایی از روایات شریفه:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

«چهار فتنه و آشوب بر امت من وارد شده که در فتنه ی اول خونریزی در دومی خون ها و اموال ودر فتنه ی سومی خون ها و اموال و زنان حلال شمرده می شوند.چهارمین فتنه و آشوب کور و کر و همه گیر و هم چون حرکت کشتی در دریایی متلاطم خواهد بود .به گونه ای که هیچ یک از مردم پناهگاهی نمی یابند. آن فتنه از شام برخاسته و عراق را فرا می گیرد (جزیره) را به شدت زیر دست و پای خود کوبیده و بلا و گرفتاری مردم را مانند پوست دباغ خانه گوشمال می دهد هیچ کس قادر نیست بگوید:بس کنید! دست نگه دارید.اگر آن را از ناحیه ای بر طرف سازند از ناحیه ای دیگر سر بر آورده و ظاهر می گردد.»

ودر روایتی دیگر آمده است:

«زمانی که فتنه ی فلسطین رخ دهد وضع شام همچون برهم خوردن آب در مشک آشفته می شود و چون وقت پایانش فرارسد پایان پذیرفته و گروه اندکی از شما پشیمان خواهید شد.»

ودر روایتی دیگر چنین آمده:

«آنگاه فتنه ای پدید می آید هر زمان صحبت از پایان آن شود همچنان ادامه یافته به گونه ای که خانه ای نیست که آن فتنه داخل آن نشدهو مسلمانی نیست که سیلی آن را بر صورت خود لمس نکرده باشد تا آنکه مردی از خاندان من ظهور کند.»

                

وچنان چه در روایت آمده است راه حل هاسودمند واقع نشده و این آشوب مدتی طولانی ادامه می یابد . وچنان چه در روایات آمده :«از ناحیه ای در صدد آن بر نمی آیید مگر اینکه از سوی دیگر آشکار می شود.» زیرا راه حل آن تنها با قیام زمینه ساز حکومت حضرت مهدی (ع)در بین امت و سپس با ظهر آن حضرت ارواحنا فداه امکان پذیر خواهد بود.

               

آقا جون یعنی می خوای بگی....

نه باورم نمی شه فردا جمعه است ویه عالمه چشم انتظار.فرستاده ی خدا هم گفته این گره به دست شما باز میشه من پیش شما روسیاهم اما بچه هایی که بدون هیچ گناهی خواه مسلمان یا کافر دارن زیر دست و پای جنایت های بزرگ لگد میشن چه گناهی دارن....

همون هایی که ادعای دین و شریعت دارن ساکت نشستن و تماشا گرند اما ما چی کی از لطف خورشید پشت ابر بهره مند می شیم .ما امام زمان داریم امامی که حکومت جهان و در دست می گیره...

همه ی ما  ایمان داریم که روزی می آیی اما خوبیت داره این همه آدم و منتظر بگذارید! میدونم خودتون نظاره گرید اما ما بیشتر از همیشه به شما احتیاج دارم پس....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1387ساعت 23:57  توسط الهام  | 

مهدی نهمین فرزندحسین ...

   

سلمان فارسی گوید خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب شدم دیدم حسین (ع) روی زانوی آن حضرت است و پیغمبر خدا دیدگان او را می بوسد و می فرماید:

«تو آقایی.تو آقا زاده ای.توبرادر شخص آقایی.تو امامی.تو پسرامام و برادر امامی.توحجّتی.پسرحجّتی .تو

برادرحجّتی.تو پدر نه نفر حجتی که نهمی آنها قائم ایشان است.»

در کتاب «کمال الدین» از حضرت زین العابدین (ع) واو از پدر بزرگوارش حسین بن علی(ع) روایت کرده است که امیر المومنان خطاب به وی فرمود:

«ای حسین! نهمین فرزند تو قائم به حق است.او آشکار کننده ی دین و گستراننده ی عدل است...»

در کتب «ینابیع الموده» از امام حسین (ع) روایت کرده است که فرمود :

« بر جدم رسول خدا (ص) وارد شدم آن حضرت مرا بر روی زانوی خود نشاند و فرمود:«ای حسین !خداوند از صلب تو نه امام را اختیار نموده که نهمی آنها قائم ایشان است.و منزلت همه نزد خدا یکسان است.»

در کتاب «کفایه الاثر» از قول عبدالرحمان بن سلیط از حضرت امام حسین (ع) روایت کرده است که آن حضرت فرمود:

«دوازده امام از ما هستند.اول آنها امیر المومنین (ع) و آخر آنها نهمین فرزند من همو که به حق قیام       می کندو خداوند به برکت وجود او زمین مرده را زنده و آباد می کند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند اگرچه مشرکان کراهت داشته باشند....»

   

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 19:19  توسط الهام  |